تبلیغات
نوشته های عاشقانه - دیشب رفیقمودیدم

نوشته های عاشقانه

آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاری است.....

دیشب رفیقمودیدم

دیشب رفیقمو دیدم:

+گفتم چرا اینقد داغون شدی

-لبخند زد

+گفتم یه رول بکشیم؟

-سرشو تکون داد

+کام اولو که زدم رولو دادم بهش گفتم حالا بگو چت شد ؟

- سه کام سنگین کشید ، آروم زیره لب گفت بد شیکستم...

+گفتم رفیق ، تو اینجوری نبودی کی اینقدر داغونت کرده ؟

-یكى اومد تو زندگیم همه چیزم شد وقتى باهام بود دیدم رفته با عشقه قبلیش من و به خاطرش گذاشت كنار عكسشونو دیدم میخندیدن كنار هم

حتی اجازه نداد باهاش خداحافظی کنم. رفت

+چشام سرخ شد ، صدام لرزید گفتم مشتی واسش آرزو خوشبختی کن ، شاید قسمت هم نبودین.

- یه لبخند بهم زد ، گفت یه رول دیگه بچاق بکشیم....

+ گفتم پسر ، تو مگه همون بچه مثبته نبودی که سرش تو کارو زندگیه خودش بود ، آخه باهات چیکار کردن....؟!؟

- چشاش پر اشک شد گفت بودم ، دیگه نیستم ، فقط اینجوری میتونم کمتر بهش فکر کنم...

+ اشک از چشام آویزون شد یکم نگاش کردم بهش گفتم ، تو چقدر شبیه منی...

به خودم که اومدم دیدم جلو آینه واستادم ، دارم با خودم حرف میزنم


عکس



[ شنبه 10 بهمن 1394 ] [ 05:41 ب.ظ ] [ نرجس ] [ نظرات() ]